محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2279
مرآة البلدان ( فارسى )
از سنگ بيرون مىآيد . آب چشمهها گوارا و مكانى خيلى باصفا و خوش هوا است . بناى قلعه در بالاى كوه سختى است . خار و درخت بادام و اشجار جنگلى ديگر در اين كوه روئيده است . قلعهء محكمى است كه در قديم الايام آباد بوده لكن عماراتش را به عمد خراب كردهاند . قليلى از چهار ديوار قلعه باقى است و چهار طاق رفيع نيز برپا است و گچى كه در اين عمارت به كار بردهاند بسيار سفيد و سخت است و در اين زمان نظير آن وجود ندارد . در طرف ديگر جائى است به نقارهخانه معروف . در كمر كوه دو مجلس تصوير رسم شده و منقور است و اين دو مجلس دور از يكديگر مىباشد . در مجلس اول صورت دو پادشاه يا يك پادشاه و وليعهد است كه حلقه « 1 » به دست گرفته عهد مىبندند و بين اين دو نفر چيزى گذاشته شده تقريبا مخروطى شكل و شبيه به شمعدان . در پشت يكى از آن دو ، چهار نفر رديف ايستاده كه اولى آنها آدم كوچكى است نيزه به دست . يك مجلس تصوير ديگر نيز در كمر كوه است كه عبارت است از صورت سه سوار كه هريك نيزه به دست دارند و بر اسبهاى آنها بر گستوان و با دو نفر در مجادلهاند . هريك نيزهاى به كمرگاه ديگرى زده و يك سوار از اسب درغلطيده و اسب يك سوار از پا درآمده و سوار مىخواهد از روى اسب برخيزد و سوار ديگر پياده را در بغل گرفته مىرود و كلاه يكى از سوارها به شكل كلاه ساسانيان كروى مىباشد . از كوه كه به پائين مىآيند آتشكدهاى هست كه به « برمپير » موسوم است . در جلو آتشكده يازده طاق زدهاند و دهنهء طاقها عريض و بناى آنها رفيع است . عرض ديوار زياده از سه ذرع است . الحق به متانت و رفعت و وسعت و استحكام اين طاقها كمتر ديده مىشود و ظاهرا نظير آنها در هيچجا بنا نشده باشد . مقرنس و منبت و گچبريهاى قديم هنوز باقى و برقرار است . اين بنا چهار روى دارد كه در هنگام نشستن در آن مكان از اطراف كوه و بيابان نمايان است . در يك سمت آب بسيار از هر طرف مثل دريا جارى است و در حوالى و ميان آب تا چشم كار مىكند نىزار و اشجار بىشمار است و چندين چشمه با درخت بسيار در دو طرف ديگر مىباشد . و چاه عميقى نيز در همان سمت
--> ( 1 ) - حلقه علامت مهر و وفا و پيمان است . حلقهاى كه سابقا غلامان در گوش مىكردند و اصطلاح « غلام حلقه به گوش » از آن ناشى شده نشانهء پيمان و عهد و وفاست و حلقهء عروسى هم كه امروز زن و مرد در انگشت يكديگر مىكنند به همين معنا .